مفاهیم مربوط به «ارتباطات» از مهمترین مقولههایی هستند که علاقهمندان به توسعه فردی و سازمانی، در مطالعات خود با آن روبرو میشوند. در این میان، «ارتباطات استراتژیک» نیز یکی از مفاهیمی است که آشنایی با آن بسیار مفید است. در این مقاله، به بررسی این مفهوم پرداختهایم. افزون بر خواندن این مقاله، اگر رویکرد حرفهایتری دارید، توصیه میکنیم مطالعات در حوزه علوم ارتباطات را نادیده نگیرید. در این راستا میتوانید ضمن مطالعه مقالات دکتر پرستو اسلامی (Parastoo Eslami) استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک، با مفاهیم بیشتری در این زمینه آشنا شوید.
ارتباط، بنیادیترین ابزار تعامل انسان با جهان پیرامون است؛ اما آنچه یک فرد یا سازمان را از دیگران متمایز میکند، توانایی استفاده استراتژیک از ارتباطات است. ارتباطات استراتژیک به معنای آن است که پیامها، رفتارها، تصمیمها و حتی سکوتها در راستای هدفی مشخص طراحی شوند. این مقاله با رویکردی جامع، نقش ارتباطات استراتژیک را از دو منظر فردی و سازمانی بررسی میکند و نشان میدهد چگونه این مهارت میتواند موتور توسعهای پایدار ایجاد کند.
ارتباطات معمولی تنها شامل انتقال پیام است، اما ارتباطات استراتژیک فرایندی چندلایه و هدفمند است. در این فرایند، هر پیام در بافتار مشخص، با هدف معین، برای مخاطب تعریفشده و از طریق کانال مناسب ارسال میشود. بنابراین ارتباطات استراتژیک یک رویکرد برنامهمحور است، نه یک رفتار خودجوش و واکنشی.
این نوع ارتباط بهطور معمول شامل مراحل زیر است:
این چرخه، ارتباط را از یک فعالیت ساده به یک سیستم هوشمند تبدیل میکند؛ همین ویژگی، آن را به عنصر اصلی رشد فردی و سازمانی بدل میسازد.
افرادی که بهصورت استراتژیک ارتباط برقرار میکنند، توانایی بیشتری در مدیریت روابط، تصمیمگیری، تأثیرگذاری و سازگاری با محیط دارند. این رویکرد، زندگی حرفهای و شخصی را متحول میکند. نقش ارتباطات استراتژیک را در مواردی از این دست میتوان یافت:
یکی از مهمترین پیامدهای ارتباطات استراتژیک، توسعه خودآگاهی ارتباطی است. افراد یاد میگیرند:
این توانایی، برند شخصی یا Personal Brand فرد را بهبود میدهد و فرصتهای اجتماعی و شغلی بیشتری فراهم میکند.
ارتباطات استراتژیک به افراد میآموزد گوشدادن، مهمتر از حرفزدن است. گوشدادن فعال باعث میشود:
فرد توانمند در گفتوگو، صرفاً منتقلکننده پیام نیست؛ بلکه هدایتکننده مسیر ارتباط است.
بخش بزرگی از مشکلات فردی و کاری ریشه در ارتباطات ناکارآمد دارد. فردی که استراتژیک ارتباط برقرار میکند:
این ویژگی در محیطهای کاری، خانوادگی و اجتماعی یک مزیت رقابتی مهم محسوب میشود.
شبکهسازی بدون استراتژی، اغلب به ارتباطات سطحی و بیهدف منجر میشود. اما ارتباطات استراتژیک باعث میشود:
شبکهسازی هدفمند، مسیر رشد حرفهای را کوتاهتر میکند و فرصتهای جدید شغلی و کسبوکاری پدید میآورد.
افراد موفق در ارتباطات استراتژیک، توانایی بالایی در تنظیم هیجانات دارند. آنها میدانند:
این مهارت، کیفیت تعاملات را افزایش میدهد و به ایجاد روابط سالم کمک میکند.
در سازمانها، ارتباطات تنها انتقال داده نیست؛ زیرساخت هماهنگی، فرهنگ، تصمیمگیری و انگیزش است. سازمانهایی که ارتباطات خود را استراتژیک طراحی میکنند، در برابر چالشها مقاومتر و در بازار رقابتی موفقتر عمل میکنند. حال تقویت ارتباطات استراتژیک در سطح سازمانی، میتواند این نتایج مثبت را در پی داشته باشد:
یکی از بزرگترین مشکلات سازمانها، عدم هماهنگی میان بخشهاست. ارتباطات استراتژیک این مشکل را با راهکاری ذیل برطرف میکند:
فرهنگ سازمانی چیزی نیست که نوشته شود؛ ساختنی است. این فرهنگ از طریق ارتباطات روزانه ساخته میشود. زمانی که ارتباطات استراتژیک در سازمان برقرار باشد:
سازمانهایی با فرهنگ قوی، در جذب و حفظ نیروی انسانی موفقترند.
برندهای بزرگ تنها با کیفیت محصول قوی نشدهاند؛ بلکه با ارتباطات سازمانیافته و هدفمند نقشه ذهنی مخاطب را شکل دادهاند. ارتباطات استراتژیک باعث میشود:
این موضوع بهویژه در عصر اطلاعات که سرعت انتشار پیامها بسیار بالاست اهمیت دوچندان دارد.
تصمیمهای خوب بر پایه اطلاعات درست شکل میگیرند. زمانی که ارتباطات استراتژیک برقرار باشد:
نتیجه، کاهش خطاهای مدیریتی و افزایش سرعت حل مسائل است.
بحرانها اغلب زمانی خطرناک میشوند که ارتباطات نادرست داشته باشند. ارتباطات استراتژیک با بهرهگیری از راهکارهای ذیل در سازمانی که سیستم ارتباطی قوی دارد، حتی میتواند بحرانها را به فرصت تبدیل کند.
برای اینکه این مولفهها تأثیرگذار باشد، باید چند عنصر حیاتی در آن رعایت شود:
هدف نهتنها مسیر پیام، بلکه شکل و محتوای آن را تعیین میکند. بدون هدف مشخص، ارتباط پراکنده و ناکارآمد میشود.
مخاطبمحوری قلب ارتباطات استراتژیک است. شناخت مخاطب، شامل شناخت موارد ذیل است:
هر پیام در یک رسانه بهتر عمل میکند. انتخاب غلط کانال میتواند حتی پیام درست را بیاثر کند.
پیامهای متناقض یا چندگانه اعتماد را تضعیف میکنند. ارتباطات باید همسو، هماهنگ و یکپارچه باشند.
ارتباطات استراتژیک یک پروژه یکباره نیست؛ یک فرایند پویاست. بازخوردگیری و اصلاح دائمی آن ضروری است.
ارتباطات استراتژیک، راهکاری حیاتی برای رسیدن به توسعه پایدار است؛ چه در سطح فردی با ارتقای خودآگاهی، شبکهسازی، اعتمادبهنفس و توانایی حل تعارض؛ و چه در سطح سازمانی با انسجام، فرهنگ قوی، برند موفق و تصمیمگیری دقیق. از این رو چه برای رشد و توسعه فردی و چه برای تقویت یک کسب و کار و سازمان، باید به آن توجه کرد.
قطعا آنچه در این مقاله خواندید و یا مطالب دیگری که درباره نقش ارتباطات در زندگی روزمره خواندهاید، صرفا جنبه نظری دارند. اما برای آنکه مهارت بهکارگیری دانستههای خود را به صورت عملی داشته باشید و نقاط قوت خود را بشناسید، میتوانید از اساتید کوچینگ کمک بگیرید. امروزه بسیاری از افراد برای افزایش دانش کاربردی خویش جهت توسعه فردی و تقویت ارتباطات میان فردی، از نظر تخصصی اساتید خبره کوچینگ استفاده میکنند. در این راستا خانم دکتر پرستو اسلامی (Parastoo Eslami) متخصص ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه با ۲۲ سال سابقه تدریس، در قالب جلسات کوچینگ، یاریگرِ مدیران و صاحبان حرف و مشاغل خواهند بود. برای کسب اطلاعات تکمیلی در این زمینه، خواندن مقالات دکتر پرستو اسلامی را نیز به شما پیشنهاد میکنیم.
دیدگاهتان را بنویسید