علوم ارتباطات، بهعنوان یک رشته آکادمیک، با طرح مباحث کاربردی برای حل معضلات و بحرانها، همواره مورد توجه بوده است. دراینمیان، جایگاه این رشته هنگام بحرانهایی از قبیل: جنگها، بیماریهای همهگیر و… اهمیت بسیاری دارد. در این مقاله به بررسی جایگاه ارتباطات سلامت در شرابط بحرانی پرداختهایم. افزونبراین، به افرادی که خواهان مطالعه در حوزه علوم ارتباطات اجتماعی و کاربردهای آن در زندگی روزمره هستند، توصیه میکنیم که: ضمن خواندن این مقالات، از مطالعه تالیفات تخصصی در زمینه کوچینگ و ارتباطات غافل نمانند. دراینراستا میتوانید برای کسب دانستههای بیشتر، تالیفات دکتر پرستو اسلامی (Parastoo Eslami) استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک را مطالعه کنید.
ارتباطات سلامت در شرایط بحرانی، نقشی محوری در مدیریت بحرانهای سلامتمحور ایفا میکند. این مقاله به بررسی ابعاد گوناگون این حوزه میپردازد و نشان میدهد که: ارتباطات مؤثر در بحرانها، فراتر از انتقال صرف اطلاعات، به معنای ایجاد اعتماد، مقابله با اطلاعات نادرست، توانمندسازی جوامع و تابآوری اجتماعی است. با مرور چارچوبهای نظری مانند مدل یکپارچه ارتباطات ریسک و بحران (CERC) و یافتههای پژوهشی نوین، این نتیجه حاصل میشود که: ارتباطات سلامت در شرایط بحرانی، ستون فقرات پاسخدهی مؤثر و بازیابی پایدار است و نیازمند رویکردی چندوجهی، مشارکتی و مبتنی بر عدالت میباشد.
هنگامی که بحرانی در حوزه سلامت رخ میدهد، نخستین و حیاتیترین ابزار در اختیار نظام سلامت، توانایی برقراری ارتباط مؤثر با مردم است. ارتباطات سلامت در شرایط بحرانی، پلی است که اطلاعات علمی، سیاستهای پیشگیرانه و دستورالعملهای مداخلهای را به جامعه هدف منتقل میکند. بهاینترتیب، زمینهساز اقدام جمعی و کاهش آسیبها میشود. تجربه بحرانهایی همچون همهگیری کووید-۱۹ به روشنی نشان داد که بسیاری از کشورها از درسهای بحرانهای پیشین نیاموخته بودند؛ به همین دلیل، خلأهای جدی در نظام ارتباطات سلامت خود داشتند.
ارتباطات سلامت در بحران، صرفاً به معنای اطلاعرسانی نیست؛ بلکه فرایندی پیچیده، پویا و چندوجهی است که نیازمند درک عمیق از روانشناسی مخاطب در شرایط بحران است. یعنی مواردی مانند: شناخت کانالهای ارتباطی مؤثر، و آگاهی از موانع و چالشهای پیش رو. بحرانها ذاتاً با عدمقطعیت، ابهام و آشفتگی همراهند و مدلهای ارتباطی باید بتوانند این پیچیدگی را مدیریت کنند.
یکی از مهمترین نکاتی که ارتباطگران سلامت در بحران باید مد نظر داشته باشند، تغییر بنیادین در نحوه پردازش اطلاعات توسط مردم است. در شرایط بحران، افراد اطلاعات را متفاوت از زمانهای عادی دریافت، پردازش و بر اساس آن عمل میکنند. ممکن است واکنشهای ارتباطی اغراقآمیز شود یا افراد به الگوهای فطری و ابتدایی تفکر “جنگ یا گریز” بازگردند.
حالات روانشناختی غالب در بحران شامل عدمقطعیت، احساس درماندگی و ناامیدی است. ارتباطات مؤثر در این شرایط، نه به معنای تلاش برای رواندرمانی جمعی، بلکه توانمندسازی مردم برای انجام اقداماتی است که خطر آسیب را کاهش دهد. این درک روانشناختی، پایهای اساسی برای طراحی پیامهای ارتباطی در بحران به شمار میرود. پیامها باید روشن، قاطع، همدلانه و عملی باشند و به مردم این احساس را بدهند که بر وضعیت خود تا حدی کنترل دارند.
ارتباطات سلامت در بحران، نقشی فراتر از اطلاعرسانی صرف دارد و بهطور مستقیم با مفهوم تابآوری جامعه پیوند میخورد. پژوهشهای نظاممند اخیر نشان داده است که میان تابآوری جامعه و ارتباطات مؤثر در شرایط اضطراری سلامت، رابطهای دوسویه و تعیینکننده وجود دارد.
یافتههای این پژوهشها دو دسته مضمون اصلی را شناسایی کردهاند: نخست، رابطه بین ارتباطات اضطراری و تابآوری جامعه است. (شامل زیرمضمونهایی از این قبیل است: ایجاد اعتماد و همکاری درون جامعه، شناسایی منابع و توزیع آنها، تطبیق راهبردهای ارتباطی، توجه به شمولیت و برابری، و مشارکت و بازخورد جامعه)
دوم، راهبردها و مداخلاتی که شامل تسهیل ساختارهای جامعه تحت این عناوین میشود: کانالهای ارتباطی، احترام به حریمهای شخصی در ارتباطات سلامت، هدفگیری outreach برای ارتباطات مؤثر بحران، و تعهد به برابری و شمولیت در ارتباطات.
این یافتهها مؤید آن است که جوامعی با شبکههای ارتباطی قوی، بازیابی مؤثرتری از بلایا دارند. بنابراین، ادغام راهبردهای ارتباطی در برنامههای تابآوریسازی میتواند ظرفیت آمادگی و پاسخدهی جوامع را به طور چشمگیری افزایش دهد؛ مشروط بر آنکه بر محوریت محلی و ظرفیت اجرایی تأکید داشته باشد.
علیرغم اهمیت حیاتی ارتباطات سلامت در بحران، این حوزه با موانع و چالشهای متعددی روبروست. مرور نظاممند مطالعات انجامشده، موانع کلیدی متعددی را شناسایی کرده است که مهمترین آنها عبارتند از: اطلاعات نادرست (misinformation)، بیاعتمادی، همکاری محدود بین بخشهای مختلف، و ناهماهنگی در پیامرسانی.
نکته جالب توجه این است که کمبود اطلاعات یا پژوهش، چالش اصلی محسوب نمیشود؛ بلکه مشکل اصلی در ناتوانی نظام سلامت در انتقال قانعکننده اطلاعات دقیق است. به عبارت دیگر، “ما به اندازه کافی نمیدانیم” نیست؛ بلکه “نمیتوانیم به خوبی به مردم بگوییم آنچه میدانیم” است.
همهگیری کووید-۱۹ پدیدهای را به شدت برجسته ساخت که امروزه با عنوان “همهگیری اطلاعات” یا infodemic شناخته میشود: حجم عظیم اطلاعات – چه دقیق و چه نادرست – که بهقدری گسترده است که یافتن راهنمایی معتبر و قابلاعتماد را برای مردم دشوار میسازد. تکرار مواجهه با اطلاعات نادرست سلامت در رسانههای اجتماعی، به فرسایش گسترده اعتماد به نهادهای سلامت انجامیده است.
مقابله با این پدیده نیازمند راهبردهای چندگانه است. بررسیها نشان میدهد که صرفاً اصلاح اطلاعات نادرست (fact-checking) پس از انتشار، تأثیر محدودی دارد و گاه حتی ممکن است با تکرار ادعای نادرست، آن را در ذهن مخاطب تثبیت کند. پژوهشگران به رویکردهای پیشگیرانه مانند “پیشبَست” (prebunking) (یعنی هشدار دادن به مردم در مورد شایعات قابلپیشبینی پیش از انتشار گسترده آنها) و نیز تأکید بر صحت اطلاعات در بسترهای دیجیتال، روی آوردهاند.
سیستمهای تشخیص خودکار اطلاعات نادرست با وجود پیشرفتها، کماکان با محدودیتهایی از این دست مواجهاند: عدم درک بافت و ظرایف زبانی، ناتوانی در تشخیص اطلاعات نوظهور و عملکرد ضعیف در زبانهای کممنبع. بنابراین، بهترین راهبرد، ترکیبی از نظارت انسانی، آموزش سواد رسانهای به مردم، و ارتباطات پیشگیرانه سلامت است.
بحرانهای سلامت، چه به صورت همهگیریهای جهانی و چه به شکل بلایای محلی، نشان دادهاند که: کاستیهای نظام ارتباطات سلامت، هزینههای جبرانناپذیری بر جوامع تحمیل میکند.
برای ارتقای جایگاه ارتباطات سلامت در بحران، چند اقدام کلیدی ضروری است:
۱. تقویت زیرساختهای ارتباطی پیشبحران
۲. توجه به عدالت و شمولیت
۳. توانمندسازی جوامع
۴. مقابله هوشمندانه با اطلاعات نادرست
۵. حفظ استقلال حرفهای
در نهایت، همانگونه که تجربه یک سده اخیر از همهگیری آنفلوانزای اسپانیایی تا کووید-۱۹ نشان داده است: «آنها که تاریخ را به یاد نمیآورند، محکوم به تکرار آن هستند». سرمایهگذاری بر نظام ارتباطات سلامت در شرایط بحرانی، نه یک هزینه، بلکه ضروریترین سرمایهگذاری برای ایمنی و تابآوری جوامع در برابر تهدیدات آینده است.
روشن است که برای کسب اطلاعات بیشتر درباره یک موضوع، میتوان درباره موضوعات مشابه آن نیز مطالعه کرد. در این راستا، خواندن مقالاتی از قبیل: «تاثیر علوم ارتباطات در تقویت روابط بین فردی»، «آموزههای علوم ارتباطات» و… را نیز به شما توصیه میکنیم.
اما مهمتر از مطالعه مقالات و آموختن مفاهیم نظری، گام گذاشتن در مسیر عملی برای توسعه فردی و سازمانی است. بسیاری از افراد برای افزایش دانش کاربردی خود در این مسیر، از نظر تخصصی اساتید خبره کوچینگ استفاده میکنند. در این راستا خانم دکتر پرستو اسلامی (Parastoo Eslami) متخصص ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه با ۲۲ سال سابقه تدریس، در قالب جلسات کوچینگ، یاریگرِ مدیران و صاحبان حرف و مشاغل خواهند بود.
دیدگاهتان را بنویسید