برقرار کردن ارتباط، چه در سطح ساده و فردی و چه در سطح کلان و سازمانی، یک مهارت است. در این مقاله، ضمن بررسی مهارت و هنر ارتباط از نگاه علوم ارتباطات، مهمرین مهارتها برای مدیریت ارتباط را برشمردهایم. افزونبر این مقاله، اگر از علاقهمندان به مطالعه در حوزه توسعه فردی و سازمانی هستید، خواندن مقالات دیگر این سایت را به شما پیشنهاد میکنیم. دراینراستا به شما توصیه میکنیم، تالیفات دکتر پرستو اسلامی را نیز مطالعه کنید. تالیفات و مقالات دکتر پرستو اسلامی (Parastoo Eslami) استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک، اطلاعات بیشتری در زمینههایی همچون: علوم ارتباطات اجتماعی، توسعه فردی و سازمانی و… در اختیارتان خواهد گذاشت.
امروزه، ارتباط صرفاً یک مهارت نرم یا یک توانایی ذاتی محسوب نمیشود؛ بلکه به عنوان یک هنر و در عین حال یک علم دقیق و راهبردی شناخته میشود. علوم ارتباطات، با تکیه بر دههها پژوهش و مطالعات میانرشتهای، نشان داده است که ارتباط مؤثر، ستون فقرات موفقیت در تمامی ابعاد زندگی فردی و حرفهای است. از مدیریت یک تیم بزرگ تا عمیقترین روابط صمیمانه، کیفیت ارتباطات تعیینکننده سطح اعتماد، همکاری و در نهایت، کارایی و رضایت است. این مقاله به بررسی هنر ارتباط از منظر علوم ارتباطات پرداخته و مهارتهایی را که برای مدیریت ارتباطات در سطوح مختلف ضروری هستند، معرفی میکند.
علوم ارتباطات مدرن، دیگر ارتباط را یک فرآیند خطی و ساده انتقال پیام نمیدانند. رویکردهای نوینی مانند «ارتباط موقعیتمند» و «پروژه ارتباطی» بر این نکته تأکید دارند که: هر کنش ارتباطی در بستر خاصی از موقعیت تاریخی، اجتماعی و فرهنگی شکل میگیرد و درک این بستر برای موفقیت ارتباط حیاتی است. به عبارت دیگر، «هنر ارتباط» یعنی توانایی تشخیص این موقعیتها و تطبیق سبک و محتوای پیام با مخاطب و زمینههای خاص هر تعامل.
در سطح کلانتر، مدیریت ارتباطات در سازمانها بهمعنای درک هدف، موضوع و کارکردهای اصلی ارتباطات درونسازمانی و برونسازمانی و طراحی ساختاری برای تسهیل آن است. این دانش، مدیران را قادر میسازد تا از موانع ارتباطی عبور کرده و اثربخشی پیامهای خود را در سطوح مختلف سازمانی (از ارتباطات فردی و بینفردی گرفته تا گروهی و سازمانی) به حداکثر برسانند.
تحقیقات در حوزه علوم ارتباطات و مدیریت، مجموعهای از مهارتهای کلیدی را برای هر مدیری که به دنبال هنر ارتباط است، ضروری میداند. در این راستا میتوان به طور خاص، به این چهار مورد اشاره کرد:
در ادامه به توضیح درباره هر یک از این پنج مورد پرداختهایم.
یکی از بنیادیترین مهارتهایی که در مدیریت ارتباطات به آن پرداخته میشود، «گوش دادن برای فهمیدن» است؛ نه «گوش دادن برای پاسخ دادن». این مهارت به مدیر اجازه میدهد تا چشمانداز مخاطب خود را درک کند و فضایی از اعتماد و احترام ایجاد نماید. تکنیکهایی مانند: بازگویی درک خود از صحبتهای طرف مقابل، درخواست شفافسازی و استفاده از نشانههای غیرکلامی مانند: تماس چشمی و سر تکان دادن، همگی بخشی از این مهارت حیاتی هستند.
یک مدیر ماهر در هنر ارتباط، میداند که بسیاری از سوءتفاهمها از عدم وضوح در اهداف و انتظارات ناشی میشود. قبل از هر گفتوگوی مهم، به ویژه در موضوعات با اهمیت بالا، تفکر درباره این سؤال که «دقیقاً میخواهم طرف مقابل چه چیزی را بفهمد؟» میتواند مسیر مکالمه را هدایت کند. همچنین، تعیین «پارامترهای گفتوگو» از همان ابتدا، از بروز بسیاری از سوءبرداشتهای بعدی جلوگیری میکند.
یکی از کاربردیترین مدلهای ارائهشده در علوم ارتباطات، مدل «۵ سی» (5 Cs) است که شامل مراقبت (Care)، تجلیل (Celebration)، همکاری (Collaboration)، نقد سازنده (Critique) و شفافسازی (Clarification) میشود. این چارچوب به مدیران کمک میکند تا با آگاهی از نوع پیام خود، لحن و واژگان مناسبی را انتخاب کنند و ارتباطی برد-برد ایجاد نمایند. بهعنوان مثال، ارائه بازخورد اصلاحی (Critique) با لحنی آغشته به احترام و همدلی (Care) نه تنها طرف مقابل را نمیرنجاند، بلکه به رشد و بهبود او کمک میکند.
علوم ارتباطات بر این نکته تأکید دارد که مدیران باید نسبت به تأثیر رفتار و سبک ارتباطی خود بر دیگران آگاه باشند. مهارتهایی مانند ارائه مؤثر، مدیریت تعارض و حتی برندسازی شخصی، همگی در حوزه «مدیریت برداشت» قرار میگیرند. یک مدیر مؤثر میداند که چگونه با استفاده از زبان بدن، لحن صدا و انتخاب کلمات، تصویری حرفهای و قابلاعتماد از خود ارائه دهد؛ درحالیکه اصالت خود را نیز حفظ کند.
هیچ الگوی ارتباطی یکاندازهبرای-همهمناسب نیست. یک مدیر هنرمند در ارتباطات، هوش موقعیتی بالایی دارد؛ درحالیکه میداند، مدیریت یک بحران سازمانی با ارائه یک برنامه هفتگی به تیم، تفاوت ماهوی دارد. او برای هر موقعیت (چه یک گفتوگوی صمیمانه با یک همکار و چه یک ارائه رسمی برای هیئتمدیره) بهترین سبک ارتباطی را انتخاب میکند و از «ژانرهای تخصصی ارتباطی» در جای خود استفاده مینماید.
مدیریت ارتباطات در یک سازمان، فراتر از مهارتهای فردی است و به یک «فرهنگ ارتباطی» در کل سازمان تبدیل میشود. این فرهنگ، مبتنی بر اصولی مانند پاسخگویی، اصالت و امنیت روانی است و بستری فراهم میکند که در آن کارکنان احساس ارزشمندی کنند؛ درحالیکه سازمان هم در برابر چالشها تابآورتر باشد. یک مدیر موفق، نه تنها خود از هنر ارتباط بهره میبرد، بلکه با الگوسازی و آموزش، این فرهنگ را در سراسر سازمان نهادینه میکند. او میداند که شفافیت، بازخورد سازنده و گوش دادن فعال، سرمایههای ناملموسی هستند که بهرهوری و نوآوری را به ارمغان میآورند.
هنر ارتباط از نگاه علوم ارتباطات، تلفیقی هوشمندانه از دانش نظری و مهارتهای عملی است. مدیریت ارتباطات مؤثر، مستلزم تسلط بر گوش دادن فعال، پرسشگری هدفمند، مدیریت تأثیرگذاری، و انطباقپذیری با موقعیتهای مختلف است. مدلهایی مانند «۵ سی» به ما چارچوبی کاربردی برای انتخاب لحن و هدف هر ارتباط ارائه میدهند؛ در حالی که درک عمیقتر از «ارتباط موقعیتمند» به ما میآموزد که هر گفتوگو در بستر منحصربهفرد خود معنا پیدا میکند. در نهایت، هنر ارتباط، مهارتی اکتسابی و تکرارشونده است که با تمرین و خودآگاهی، میتواند روابط، تیمها، سازمانها و… را به سطوح بالاتری از همکاری و موفقیت هدایت کند.
روشن است که برای کسب اطلاعات بیشتر درباره یک موضوع، میتوان درباره موضوعات مشابه آن نیز مطالعه کرد. در این راستا، برای کسب اطلاعات تکمیلی درباره هنر ارتباط، خواندن مقالاتی از قبیل: «مهارتهای ارتباطی»، «کوچینگ مهارتهای ارتباطی» و… را نیز به شما توصیه میکنیم.
اما مهمتر از مطالعه مقالات و آموختن مفاهیم نظری، گام گذاشتن در مسیر عملی برای توسعه فردی و سازمانی است. بسیاری از افراد برای افزایش دانش کاربردی خود در این مسیر، از نظر تخصصی اساتید خبره کوچینگ استفاده میکنند. در این راستا خانم دکتر پرستو اسلامی (Parastoo Eslami) متخصص ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه با ۲۲ سال سابقه تدریس، در قالب جلسات کوچینگ، یاریگرِ مدیران و صاحبان حرف و مشاغل خواهند بود.
دیدگاهتان را بنویسید