در میان مفاهیم مختلفی که صاحبان کسبوکارها به آن توجه دارند، تاثیرگذاشتن بر مشتری و جذب مشتری بیشتر، اهمیت بسزایی دارد. در این میان، قطعا افراد میخواهند از شگردهایی استفاده کنند که تبلیغات و تاثیر آنها روی مخاطب و مشتری بیشتر شود. یکی از این تکنیکها که در بازاریابی اهمیت خاصی دارد، نورومارکتینگ است. در این مقاله به این موضوع پرداختهایم. علاوه بر خواندن این مقاله، به علاقهمندانی که رویکرد حرفهایتری دارند، توصیه میشود مطالعات در حوزه علوم ارتباطات را نادیده نگیرند. در این راستا میتوانید ضمن مطالعه مقالات دکتر پرستو اسلامی (Parastoo Eslami) استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک، در این زمینه اطلاعات بیشتری کسب کنید. برای افزایش دانش و کسب اطلاعات کاربردی بیشتر نیز میتوانید برخی از تالیفات دکتر پرستو اسلامی را بخوانید؛ کتابهایی از قبیل: فرهنگ واژگان تخصصی علوم ارتباطات/ ارتباط انسانی/ ارتباط سازمانی/ فرهنگ سازمانی.
در دنیای مدرن بازاریابی، روشهای سنتی مانند نظرسنجی و گروههای متمرکز (Focus Groups) دیگر به تنهایی پاسخگوی پیچیدگیهای رفتار مصرفکننده نیستند. مردم همیشه آنگونه که فکر میکنند عمل نمیکنند و اغلب تصمیمات خرید در سطح ناخودآگاه و هیجانی گرفته میشوند. اینجاست که نورومارکتینگ (بازاریابی عصبی) به عنوان یک دانش میانرشتهای پیشگام، وارد میدان میشود تا پلی بین علوم اعصاب و استراتژیهای بازاریابی ایجاد کند.
نورومارکتینگ (Neuromarketing) ترکیبی از علوم اعصاب (نوروساینس)، روانشناسی و بازاریابی است. این رشته علمی به مطالعهی واکنشهای مغز انسان به محرکهای بازاریابی مانند تبلیغات، بستهبندی محصولات، برندها و تجربه کاربری (UX) میپردازد.
هدف اصلی نورومارکتینگ این است که با درک فرایندهای ناخودآگاه مغز در زمان تصمیمگیری، استراتژیهای بازاریابی را بهینه کند؛ به گونهای که بیشترین تأثیر را بر توجه، حافظه و در نهایت رفتار خرید مصرفکننده بگذارد.
برای رمزگشایی از واکنشهای مغزی مشتری، نورومارکتینگ از ابزارها و فناوریهای دقیقی استفاده میکند که واکنشهای فیزیولوژیکی و عصبی را در لحظه اندازهگیری میکنند:
اهمیت نورومارکتینگ در این واقعیت نهفته است که بخش بزرگی از تصمیمات خرید، غیر منطقی و ناخودآگاه هستند. تحقیقات نشان میدهند که ۹۵٪ از فرایندهای تصمیمگیری در مغز، به نوعی غیرآگاهانه رخ میدهد. در این میان و با توجه به این مسئله، مهم ترین مزایای نورومارکتینگ برای کسب و کارها عبارتاند از:
در ادامه، موارد فوق را شرح میدهیم.
نورومارکتینگ به برندها اجازه میدهد تا بفهمند مشتریان واقعاً نسبت به یک محرک چه احساسی دارند، نه اینکه صرفاً چه میگویند. این امر نتایجی بسیار معتبرتر از نظرسنجیهای سنتی ارائه میدهد.
قبل از صرف میلیونها تومان برای یک کمپین، میتوان از طریق نورومارکتینگ مطمئن شد که: رنگها، موسیقی، صورتهای بازیگران و پیام اصلی، دقیقاً بخشهای مورد نظر مغز را فعال میکنند (مثل فعالسازی حس اعتماد یا کمیابی).
در محیط دیجیتال، نورومارکتینگ نقاط سردرگمی یا نارضایتی کاربر در وبسایت را شناسایی کرده و به افزایش نرخ تبدیل (Conversion Rate) کمک میکند. در فروشگاههای فیزیکی، بهترین چیدمان محصولات و تأثیر نور و موسیقی بر رفتار خرید مشخص میشود.
آزمایشها نشان میدهند که مغز به چه نوع بافت، رنگ و شکلی از بستهبندی واکنش مثبت نشان میدهد؛ در نتیجه هزینههای مربوط به طراحیهای ناموفق کاهش مییابد.
نورومارکتینگ مجموعهای از تکنیکهای عملی را بر اساس یافتههای علوم اعصاب ارائه میدهد که میتواند مستقیماً در استراتژیهای بازاریابی اعمال شود:
مردم از دست دادن چیزی که دارند یا میتوانند داشته باشند، برایشان دردناکتر از لذت به دست آوردن آن است.
مثال کاربردی: استفاده از عباراتی مانند «فرصت را از دست ندهید» یا «امروز بخرید، در غیر این صورت قیمت افزایش مییابد» بهجای تمرکز صرف بر مزایای محصول.
مغز انسان برای ارزیابی ارزش، به اولین عدد (لنگر) که مشاهده میکند، تکیه میکند.
مثال کاربردی: نشان دادن یک قیمت اولیه بالا (لنگر) که سپس خط خورده و قیمت پایینتر فعلی نمایش داده میشود، باعث میشود قیمت دوم بسیار ارزانتر به نظر برسد. (مثلاً: ۴.۰۰۰.۰۰۰ تومان | ۲.۵۰۰.۰۰۰ تومان)
مغز قدیمی (که مسئول بقاست) به سرعت، تضاد و شروع/پایان توجه میکند.
مثال کاربردی: استفاده از سرعت و سهولت (مانند کاری که پیپال (PayPal) با تأکید بر پرداخت سریع انجام داد) یا استفاده از تصاویری که دارای تضاد رنگی بالا هستند تا توجه فوری مخاطب را جلب کنند.
هر رنگ احساسات ناخودآگاهی را فعال میکند. به عنوان مثال، آبی معمولاً حس اعتماد و امنیت را القا میکند (برای بانکها و شرکتهای تکنولوژی مناسب است)، در حالی که قرمز حس فوریت و هیجان را بر میانگیزد (برای دکمههای اقدام به خرید و تخفیفهای زمان محدود)
نورومارکتینگ نشاندهنده یک جهش بزرگ در درک انسان از تصمیمگیری است. این دانش، بازاریابان را قادر میسازد تا از حدس و گمان فاصله بگیرند و بر اساس دادههای دقیق بیولوژیکی و عصبی عمل کنند. در عصر انفجار اطلاعات (جایی که جلب توجه سختتر از همیشه است) نورومارکتینگ کلید ساخت پیامهایی با تأثیر عمیق و پایدار در ناخودآگاه مشتری است و آیندهی بازاریابی را رقم میزند.
بدیهی است که اگر میخواهید درباره یک موضوع خاص، اطلاعات جامعتری به دست بیاورید، باید راجع به مفاهیم مشابه با آن نیز مطالعه کنید. حال اگر در پی آموختن شگردهای کاربردی برای توسعه کسبو کار و تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطبانتان هستید، اطلاعات جامعتری نیاز دارید. در این راستا، خواندن مقالات مختلف، با موضوعاتی از قبیل: «کوچینگ شغلی»، «بیزینس کوچینگ»، «لیدرشیپ کوچینگ»، «مهارت های ارتباطی»، «ارتباط موثر» و… را به شما توصیه میکنیم.
هرچند خواندن مطالب مفیدی از این دست (درباره روشهای بازاریابی، نورومارکتینگ و…) میتواند در راستای پیشرفت کسبو کار و توسعه سازمانی مفید باشد؛ اما استفاده از فرایند کوچینگ در عمل برای پیشرفت کاری، اهمیت دیگری دارد. امروزه بسیاری از افراد برای افزایش دانش کاربردی خویش جهت توسعه فردی و تقویت ارتباطات میان فردی، از نظر تخصصی اساتید خبره کوچینگ استفاده میکنند. در این راستا خانم دکتر پرستو اسلامی (Parastoo Eslami) متخصص ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه با ۲۲ سال سابقه تدریس، در قالب جلسات کوچینگ، یاریگرِ مدیران و صاحبان حرف و مشاغل خواهند بود. برای کسب اطلاعات تکمیلی در این زمینه، خواندن مقالات دکتر پرستو اسلامی را نیز به شما پیشنهاد میکنیم.
دیدگاهتان را بنویسید